کاش میشد ...

کاش میشد تا خدا پرواز کرد
پای دل از بند دنیا باز کرد
کاش میشد از تعلق شد رها
بال زد همچون کبوتر در هوا
کاش میشد این دلم دریا شود
باز عشقی اندر او پیدا شود
کاش میشد عاشقی دیوانه شد
گرد شمع یار چون پروانه شد
کاش میشد جان ز تن بیرون شود
چشم از هجران او پر خون شود
کاش میشد از خدا غافل نبود
کاش در افکار بی حاصل نبود
کاش میشد بر شیاطین چیره شد
تا رها از بند با این شیوه شد
کاش دستم را بگیرد توی دست
تا شوم از دست او من مست مست
کاش میشد مست باشم تا ابد
سر بر آرم دست افشان از لحد
کاش میشد تا که در روز جزا
شاد باشم از عمل پیش خدا
کاش میشد یک نفس دیدار یار
تا شوم مدهوش ؛ گردم بیقرار

/ 10 نظر / 23 بازدید
سارا (یک عمر حسرت)

گفتند: فرياد بزن به آرامی فريادی كشيد گفتند: فريادی بلند بزن فريادش عابران را به درنگی كوتاه واداشت گفتند: بلندتر آن سر خيابان همه فريادش را شنيدند گفتند: باز هم بلند تر به فريادش پرندگان از شاخه ها پراكندند و مردمان پيرامون اش گرد آمدند و با فرياد گفتند: بلند ترين فريادت را بزن و او سكوت كرد يعنی بلند ترين فريادش را سر داد ! ............... ....... آنگاه مردمان پراكندند و پرندگان به شاخه ها باز آمدند.

سارا (یک عمر حسرت)

سلام آقا سیاوش خوبی؟ اولین باره میام وبتون عاشق این شعرم که نوشتین من همیشه به وبتون سر میزنم از نابینایان وبلاگنویسم خوشحال میشم شمام بیاین[لبخند]

حاج محسن

ما خدا را دیده ایم و کافریم وقت مردن پی بدین نکته بریم

لبخندایرانی

سلام خدمت شما به اطلاع شما می رسانیم که بچه های وبلاگ نویس وبلاگ لبخندایرانی کار خود را در رمضان 90 دوباره از سر گرفت از شما دعوت می شود برای شرکت در مصاحبه این وبلاگ با وبلاگ نویسان ایرانی شرکت نمایید. کلیه اطلاعات مربوط به مصاحبه هم اکنون در وبلاگ لبخندایرانی موجود می باشد-منتظر قدوم سبزتان هستیم مصاحبه ی وبلاگ لبخندایرانی با سایه سپید عزیز هم اکنون در وبلاگ لبخندایرانی

سید علیرضا رئیسی

با سلام و عرض ادب و احترام بسیار مطلب زیبا و دل پسندی بود ممنون از شما اگر لایق دونستی خبرم کن در آپ های بعدی ارادتمند سید علیرضا رئیسی گرگانی