آئینه عبرت

 

مرد تازه داماد چند هدیه ریز و درشت در دست داشت که وارد حیاط خانه شد . زن تازه عروس از پشت پنجره نظاره گر ورودش بود اما شاد نشد ، شک و دودلی خیلی وقت است آزارش میدهد .مرد با خوشحالی هرچه تمامتر وارد خانه میشود و با شوق فراوان روز تولد همسرش را به وی تبریک می گوید . زن هدیه ها را ذز گوشه ای میگذارد . حلقه اش را در دست بازی می دهد ، به چشمان مرد خیره میشود میگوید : "دیگر نمیتوانم با تو زندگی کنم" . مرد مرد گیج و حیران است . بیرون از خانه برف میبارد و قارقار کلاغی سکوت را درهم میشکند . زن غرغر کنان میگوید : "زندگی من و تو به آخر رسیده و هر روز ترس از این دارم دارم به خاطر موقعیت خوب اجتماعیت عاشق دیگری شوی و مرا ترک کنی" . مرد با چهره ای در هم اشک از گوشه چشمانش جاری میشود ، کاش زن میدانست مردش چقدر عاشقانه دوستش دارد . مرد میگوید : "چندیست از ازدواجمان می گذرد اما تو هنوز به من شک داری" ، به اجبار لبخندی میزند و یکی از هدیه ها را به دست زن میدهد ، زن هدیه را به سمت دیوار پرتاب کرده و خانه را ترک میگوید .

مرد هاج و واج زل میزند به قاب شکسته (کادو) کنار دیوار : "تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد ..." .

 

/ 30 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
dj davood naseri

آهای بیوفا .......... دیگه دوستم نداری ؟؟؟؟؟؟؟!!![خداحافظ][گل][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته][گل]

ستاره

سلام.خوبید؟ کجاییییید دیگه مارو فراموش کردید.دیگه سرنمیزنید متنتون خیلی ناراحت کننده هست امیدوارم این جور زندگیهایی واقعیت نداشته باشه راستی عیدتون هم مبارک .سال خوبی رو درکنار خانواده تون داشته باشید برای شماهم تو شلمچه دعا کردم که به اون چیزی که میخواید برسید. آپم

خاطره

سال نو مبارک غمگین کننده

ستاره

وممنون که به نیابت منم فاتحه خوندید برای اونها ممنون و ممنون که برای منم دعا کردید

نیایش

از حوالی رویا تو را منتظرم...[گل]

طلوع آبی

سلام .ممنون از لطفت .امیدوارم این ایام بهاری همیشه در پناه حق به کامتان باشد .موفق و برقرار باشی [گل][خداحافظ]

ستاره

سلام. خوبید؟ یه چیز بگم نارحت نشید ببخشید یعنی چی زندگی نمیدونم. راستی چرا چیزی تو وبلاگتون هنوز ننوشتید .؟

ناهید

__****__________**** ___***____***____***__ *** __***________****_______*** _***__________**_________*** _***__چه عشقی_______ *** _***______ _***_________ *** __***_______من آپـــــــــــم____ *** ___***____منتظرتــــم_______*** ____***______________ *** ______***___________*** ________***_______*** __________***___*** ____________***** _____________*** ______________*

ناهید

این نوشته منو یاد این جمله انداخت که ما شیرینی زمان حال و از دست میدیم به خاطر ترس از آینده ای که معلوم نیست میاد یا نه