زندگی جهنمی است که با دست خود میسازیم
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠  کلمات کلیدی:

 

قدیمیا راست گفتن:  «خود کرده را تدبیر نیست» یا «از ماست که بر ماست»

هرچی روزها میگذره از گذشته ی خودم بیشتر بدم میاد

هرچی بیشتر دست و پا میزنم بیشتر تو باتلاقی که خودم ساختم فرو میرم

نمیخوام لاف ناامیدی بزنم ؛ از ناامیدی هم اصلاً خوشم نمیاد

اما گاهی دچارش میشم و اگه بگم تا خرخره فرو میرم ؛ دروغ نگفتم

کارم به جایی میرسه که به زمین و زمان بد میگم و از خدام میخوام ....   .

دنیا شده وارونه ؛ بد در عجبم که چرا آدم بدا حسابشون درست از آب در میاد !

نمیگم من خوبم ؛ اما لااقل کارای بدی که اونا انجام میدن رو من انجام نمیدم ؛ شایدم کار درست رو اونا انجام میدن ؛ آخه گفتم که دنیا شده وارونه .

خسته ی دنیا شدم ؛ همه چیز و همه جا و همه کس ؛ پر شده از دروغ ؛ ریا ؛ نیرنگ ؛ دزدی ؛ دورویی ؛ فریب و ....  .

بد حیرونم

باید کاری کرد

کاش بشه کاری کرد

...