دلسوختـه
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٢  کلمات کلیدی:

 

دلسوختـه ای می گفت :

خودم را ساخته ام تا بگویم آنچه را باخته ام ، فراموش کرده ام . زندگی ام را به پای کسی گذاشتم که دوستش می داشتم ولی او هیچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از این که هرگز برایش اهمیتی ندارم.

 حال از خود می پرسم : او را برای همیشه دوست خواهم داشت؟

 افسوس که چنین نخواهد بود! او را فراموش کرده ام . من زمانی به خود نگریستم که دیگر سینه ام شکافته ، قلبم فسرده و روحم سپرده شده بود . باید صبر می کردم تا زخم سینه ام با نمک خوب شود ، با قلبم چه کار می کردم برای گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره ای نداشتم نیمی از خاکستر قلب سوخته ام را به آب و نیم دیگر را به خاک سپردم و به یادم ماند که روحم ، روحم ، روح من هیچ موقع ، هیچ وقت و هیچ زمانی از او جدا نشد .

آخر این راه سوالی است بی انتها : تا چه زمانی صبر کنم بر او که بر من صبر نکرد ؟

 


 
علم بهتر است یا ثروت !!!؟؟؟
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٧  کلمات کلیدی:

 

دوباره آغاز ماه مهر ، دوباره بابا آب داد ، دوباره

            موضوع انشاء : علم بهتر است یا ثروت !!!؟؟؟

 

سوالی غرق ابهام و بی پاسخی ، برای سالیان سال .

شاید شاید این دو مکمل هم باشند ، البته شاید .

اکثر اوقات و باز هم اکثر اوقات ثروت به مراتب از علم بهتر است ، هر شخصی نمی تواند به راحتی این امر را انکار نماید .

گاهی اوقات که با دوستان هم رده ی خود گفتگویی داریم ، به لحاظ موقعیت سنی ،  حرفهای مختلفی ازجمله بحث تلخ و شیرین ازدواج به میان می آید .

شیرین شاید فقط از نظر مستقل شدن و دو نفره شدن ، و تلخ باز میگردد به موضوع انشاء و نتیجه گیری بهتر بودن ثروت به خصوص در امر ازدواج و جالب اینکه ثروت زیاد هم بدون تضمین خوشبختی می باشد !

متاسفانه امروزه در اکثر و اکثر موارد با داشتن پول ، آن هم در حد کلان  می توان تا حدودی مثلا به ایده آل (آن هم نه کامل) رسید ، توقعات بالا ، خرج و مخارج و رسم و رسومات دست و پا گیر و اضافی و فوق العاده گران و چه ها و چه ها .

همه چیز پول (خانه ، ماشین ، شغل  پر در آمد ، طلاجات گران قیمت ، مهریه ، بهترین مراسم عروسی با تجهیزات و جزئیات کامل ، ماه عسل(آن هم از نوع خارجه) و ... ) .

همیشه به این نتیجه رسیده ایم که بدون پول (کلان) نمی توان به آسایش و همسر مورد نظر و خیلی چیزهای دیگر رسید .

زمان عشق راستین و معرفت و مرام و پرستیدن و دوستت دارم از ته دل گذشته ، خیلی وقت است که گذشته ، صداقت بی معنی شده ، کسی ایمان را نمی فهمد و با خدا بودن جزو شرایط قطعی ازدواج نیست .

سخن کوتاه می کنم و

نتیجه اینکه : عشق را باید در دل کشت و پول را جایگزین کرد .

والسلام