|
خورشید خاموش | ||
|
سالهای پیش بال آسمانی داشتیم [ ۱۳٩٠/٦/٤ ] [ ۳:۳٤ ب.ظ ] [ سیاوش ]
[ ۱۳٩٠/٥/٢۳ ] [ ۱۱:٢۱ ق.ظ ] [ سیاوش ]
کاش میشد تا خدا پرواز کرد [ ۱۳٩٠/٥/٢ ] [ ٥:٥٤ ب.ظ ] [ سیاوش ]
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم. خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... خسته شدم بس که تنها دویدم... اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه کنم ... خسته شدم بس که... تنها گریه کردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم... خسته شدم بس که تنها ایستادم ... [ ۱۳٩٠/٢/۱٢ ] [ ٧:٢٦ ب.ظ ] [ سیاوش ]
[ ۱۳۸٩/۱۱/۱۸ ] [ ٢:٤٥ ب.ظ ] [ سیاوش ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||